نقش روحانيت در جامعه امروزما/شهيد مظلوم آيت‌الله بهشتي
برادران روحاني؛ روحانيت از سالها و قرنها پيش يك سلسله نقشهاي ديرينه داشت اين نقشها را يكي يكي برمي شماريم. ...

برادران روحانی؛ روحانیت از سالها و قرنها پیش یک سلسله نقشهای دیرینه داشت این نقشها را یکی یکی برمی شماریم. یکی از وظایف روحانیت،‌ بیان اسلام اصیل برای مردم بوده و هست، همان مردمی که می‌خواهند بفهمند تعالیم و عقاید و احکام دینی آنان چیست و به همین دلیل نزد روحانیت می‌روند. تهذیب اخلاق توسط علمای دین از وظایف مهم آنان است و باید با سخن و بیان و عمل و رفتار و معاشرت و تذکرهای خود مردم را به اخلاق پاک دعوت کنند .نقش روحانیت در خدمت به مردم و گره گشایی از مردم بسیار مهم است. روحانی، مرد دنیا و آخرت است، برای اینکه اسلام دین دنیا و آخرت است . روشنگری برای مردم در جهت شناساندن انحرافات فکری، تعلیم و تربیت مردم، مبارزه با ظلم و ظالم و رژیم‌های ضد عدل، از مسئولیت‌های بزرگ روحانیت است
اشاره
از متفکر شهید آیت‌الله بهشتی آثار ارزشمندی به صورت گفتار و سخنرانی و تفسیر آیات قرآن کریم به یادگار مانده است که در کنار آثار مکتوب آن اندیشمند نکته‌سنج و دقیق و فقیه ژرف‌نگر و عمیق، معارفی جامع را در اختیار نسل ما و جامعه امروز ما قرار داده است.
یکی از موضوعات مورد بررسی و شرح، روحانیت اسلام است. آنچه پیش رو دارید نمونه‌ای از سخنرانی‌های آن شهید والامقام است که پیش از خطبه‌های نماز جمعه قم در تاریخ ۱۲/۲/۵۹ در این موضوع ایراد شده است.
* * *
امروز حضورم در اینجا و در جمع شما دوستان عزیز، به مناسبت سالگرد شهادت برادر پر ارج و عزیز و فقیدم، عالم و محقق بزرگوار مرحوم آیت‌الله مطهری است.
با اینکه در این روزها، حوادث و رویدادهای تازه ایجاب می‌کند، بحث درباره این رویدادها باشد، وظیفه این است که مطلبی را عرض کنم که بیشتر با نقش و مکان و منزلت روحانی در جامعه ارتباط پیدا می‌کند. در یاد بود یک روحانی جلیل‌القدر، سخن از نقش روحانیت، اولی است. به علاوه، در بحثی که چند هفته قبل اینجا داشتم، قول دادم یک بار دیگر در جمع دوستان بیایم و در این باره آنچه می‌دانم عرض کنم.یکی از برادران روحانی ضمن سئوالهای کتبی، سئوالی در این باره فرستاده بودند و در پاسخ ایشان گفتم که این سئوال، سئوالی نیست که با چند جمله در پایان سخنرانی پاسخ داشته باشد و نیازمند یک بحث مستقل است.
موضوع عرایض من “نقش روحانیت در جامعه امروز ما” است و روی سخن، نه فقط متوجه روحانیانی که اینجا تشریف دارند و عده شان هم بحمدالله زیاد است، بلکه با همه برادران و خواهرانی است که در این مراسم پرشکوه نمازجمعه، به نیایش خداوند حاضر شده‌اند.
مسئله مسئله صنفی نیست، مسئله، مسئله بنیادی در رابطه با جامعه اسلامی، نظام اسلامی و جمهوری اسلامی ماست. در رابطه با نظام اسلامی ماست. در رابطه با جمهوری اسلامی ماست. در عین آنکه درباره نقش یک گروه و صنف است، درباره کل جامعه هم هست. برای اینکه نقش روحانیت را در امروز و فردای جامعه بهتر بشناسیم، ناچاریم نقش همین روحانیت را در دو سال قبل از پیروزی انقلاب مورد بررسی قرار بدهیم.
نقش‌های سنتی روحانیت
برادران روحانی؛ روحانیت از سالها و قرنها پیش یک سلسله نقشهای دیرینه داشت این نقشها را یکی یکی برمی شماریم.
روحانیت، نقش بیان اسلام اصیل را برای جامعه بر عهده داشت. اگر مردم می‌خواستند بفهمند دینشان، اسلامشان، قرآنشان، کتابشان، سنتشان، عقاید اسلامی و احکام اسلامی و اخلاق اسلامی چه گفته است، به روحانی مراجعه می‌کردند. روحانیان کم تحرک، آنهایی بودند که در ایفای این وظیفه می‌نشستند، تا مردم به آنها مراجعه کنند. روحانیان پر تحرک و مسئولیت شناس تر، آنهایی بودند که نزد مردم می‌رفتند تا رسالت خداوند را تبلیغ کنند. ولی به هر حال وظیفه بیان اسلام، در درجه اول برعهده روحانیت بود. اسلام شناس، مجتهد، صاحب نظر، مرجع، کسانی که صلاحیت مرجعیت در زمینه مسائل اسلامی داشته باشند، اینها در درجه اول باید از حوزه‌های علوم اسلامی و از حوزه‌های روحانیت بیرون بیایند. آنجا باید نشو و نما کنند، ساخته شوند، بزرگ شوند، شناخته شوند شناختنی که در آن هم مدرک نبود و هم مدرک بود. آنچه نبود، مدرک کتبی کاغذی بود و آنچه بود، مدرک عینی اجتماعی بود.
چهره‌های محقق مجتهد بحد بلوغ رسیده، در این نظام بی‌تکلف به مرور زمان، بوسیله شاگردان برجسته یا هم‌طرازان با انصافشان معرفی می‌شدند. هم شناخته می‌شدند، هم شناسانده می‌شدند و در این شناختن و شناساندن کندی بود، سرعت لازم نبود، اما اطمینان فراوان وجود داشت. چهره‌ای که در یک حوزه علمیه بزرگ شکوفا می‌شد، گل می‌کرد، شناخته می‌شد، تقریباً عموم مردم می‌توانستند به صلاحیت علمی و حتی به صلاحیت فضیلتی و معنوی و تقوائی‌اش، اعتماد و اطمینان پیدا کنند. بنابراین وظیفه تحقیق درباره اسلام، بر عهده روحانیت بود و روحانیت این وظیفه را خود، عهده‌دار شده بود.
سوم: وظیفه تهذیب اخلاق. روحانیت نقش عمده خود را در این می‌دید که باید با سخنش، با بیانش، با عملش و با رفتارش، با معاشرتش، با هدایتش، با تذکرش، مردم را به اخلاق پاک دعوت کند. اخلاق جامعه را مهذب کند، جامعه را از آلودگیها دور کند و به کمالات اخلاقی بیاراید. این نقش سوم نقش بسیار مهم روحانیت بود.
در حدود نوزده سال قبل، پس از رحلت مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی این استاد بزرگواری که به خصوص در شناساندن روش تحقیقی فقه، حق بزرگی بر همه ما دارد، برای ایجاد حرکتی سازنده‌تر درحوزه، دوستانمان، گردهمائیها بحثها و برنامه ریزیهائی داشتند. برنامه‌هائی به ثمر رسیده بود وبرای شروعش با چهره‌هائی که در مظان مرجعیت و یا مرجع بودند، تبادل نظر داشتیم. از جمله شبی همراه با برادران عزیز و مجاهد، آیت‌الله مشکینی و آیت‌الله ربانی شیرازی، خدمت حضرت آیت‌الله العظمی آقای گلپایگانی بودیم. بحث بود درباره اینکه؛ چه باید کرد که مسئله تربیت اخلاق و تهذیب اخلاق در حوزه علمیه قم، نقش بالاتر و سازنده‌تری بخود بگیرد؟ بحث بود، صحبت بود. یاد می‌کردیم از درس سازنده اخلاق مرجع عالیقدر، امام خمینی در قم. و تأثیری که درس ایشان در آن سالها در ساختن و تربیت کردن فضلائی که به آن درس حاضر می‌شدند، داشت و تأسف از اینکه سالهاست این درس تعطیل است و ادامه ندارد. البته در آن موقع امام در قم بودند اما درسهای دیگری را داشتند. به این مناسبت من پرسیدم که در آن موقع که شما طلبه‌ای جوان بودید، در این حوزه قم درس اخلاق بر عهده چه کسی بود؟ چه کسی درس اخلاق داشت؟
ایشان پاسخی دادند که به یاد من همچنان مانده و می‌ماند. گفتند در آن موقع ما درسی به نام درس اخلاق نداشتیم، اما الگوهائی به عنوان الگوهای عملی اخلاق داشتیم و در میان این الگوها از چند نفر به عنوان الگوی برجسته نام بردند؛ از جمله از مرحوم آیت‌الله استاد و عالم ربانی و فقیه بزرگوار حاج شیخ ابوالقاسم قمی رحمه‌الله علیه. گفتند رفتار این عالم جلیل در محیط جامعه، در شهر و در حوزه برای همه ما طلاب آن موقع، آموزنده و سازنده بود. از هر سخن، برخورد و رفتار ایشان ما چیزها می‌آموختیم.
داستانها نقل کردند که از آن می‌گذرم. این را بدین مناسبت نقل کردم که توجه به تهذیب اخلاق چه برای خود طلاب و روحانیون و چه نقشی که اینها باید در جامعه از این نظر داشته باشند، چقدر مهم است.
چهارم: نقش روحانیت در خدمت به مردم و گره گشائی از مردم، مردم ببینند که روحانی مرد دنیا و آخرت، هر دو است. برای اینکه اسلام دین دنیا و آخرت، هر دواست. در اسلام دنیا از آخرت جدا نیست و آخرت هم از دنیا جدا نیست. اینجا‌دار عمل است و آنجا‌دار جزا. اینجا جای ساختن است و آنجا جای بهره‌ور شدن. و ساختنی که اینجا داریم فقط نماز و عبادت نیست که البته نماز و عبادت، ستون دین است ولی فقط آن نیست، خدمت به خلق هم هست. روحانیون هر قدر در مناطقشان به مردم بیشتر خدمت کنند، خدمت روحانیت شان را، بهتر انجام داده اند، خوب یادم می‌آید عده‌ای از طلاب پر تلاش عزیز ما به روستاها می‌رفتند. و همان‌کاری را می‌کردند که امروز جهاد سازندگی می‌کند. پیشگام و پیشتاز جهاد سازندگی، طلاب متعهد و متحرک و با ایمان و خداپرست و خلق دوست و مردم دوست حوزه‌ها بودند. مسئله، مسئله افتخار کردن نیست. در جامعه کسی قصد تقسیم افتخارات ندارد. مسئله، مسئله به یاد آوردن و بیاد آمدن است. روحانیون در نقش خدمت به مردم، بهتر می‌توانند پیام اسلام را تبلیغ کنند. روحانیون در آن سالها حمام می‌ساختند، راه می‌ساختند، به بینوایان کمک می‌کردند، درمانگاه می‌ساختند، غسالخانه می‌ساختند، مدرسه می‌ساختند، حتی در آن اواخر شاید درحدود هفت، هشت، ده سال قبل رفته بودند سراغ اینکه با خودیاری مردم، برق و روشنائی برای مردم درست کنند و امثال اینها. یک خدمت دیگر روحانیت که بسیار هم حساس بود و باید هم حساس عمل می‌کرد، روشنگری برای مردم، در جهت شناساندن انحرافات فکری که به نام اسلام تحویل مردم داده می‌شد بود. روحانیون در بیدار کردن مردم نسبت به افکار انحرافی، نقش بسیارمؤثری داشته‌اند. برای اینکه می‌دانستند که؛ “اذا ظهرت البدع فلیظهر عالم علمه” (یعنی: هرگاه بدعتها آشکار شود، عالم باید علم خویش را آشکار کند). بنابر این وقتی نوآوریهای انحرافی و التقاطی را در گوشه و کنار جامعه می‌دیدند با آنها به مبارزه بر می‌خواستند، مردم را روشن می‌کردند، به مردم می‌گفتند که آنچه مایه نجات است، اسلام اصیل است نه اسلام آمیخته به غیر اسلام.
روحانیون ساخته شده و تربیت شده در این باره روشی هم داشتند که من، آن را اینجا می‌گویم و آن روش این بود: روحانیون زبده در برخورد با کسانی که دچار انحراف شناختی درباره اسلام بودند، می‌کوشیدند اینها را در درجه اول جذب کنند، بعضی‌ها خیلی خوش سلیقه نبودند، از همان اول دعوا می‌کردند. بنابراین بیشتر دفع می‌کردند و سخن ما همواره با این دوستان این بود، که برای یک عالم دینی، برای یک مسلمان متعهد به خصوص یک عالم و روحانی قدم اول داشتن جاذبه است.
تلاش در راه جذب کردن، از راه روشن کردن با سخن و با اندیشه روشنگر و از راه ایجاد جاذبه اخلاقی و عملی است تا دافعه. بنابراین اگر همه شما روحانیون عزیز، امروز این قانون و این اصل رامی پسندید و این فرمول رامی پذیرید بکوشیم در درجه اول همه با هم روحانیتی پرجاذبه باشیم ولی جاذبه بدون دافعه به درد نمی‌خورد. هر انسان مکتبی، خود بخود دافعه هم دارد. آنهائی که می‌خواهند سراپا جاذبه باشند بدون دافعه، اینها از آن صلح کل‌هائی هستند که خود دچار نوعی التقاط وانحراف اند، اینها صوفی ماباند.
اهل حقی که حقش مشخص نیست، همه چیز برایش حق است. اصلا باطلی برایش وجود ندارد. نه، این طور هم نمی‌شود. اسلام خود یک مکتبی است که جاذبه و دافعه دارد. تبشیر و تنذیر دارد. انذار و تبشیر هر دو در اسلام هست. این هم نقش پنجم.
نقش ششم: مبارزه با ظلم و ظالم؛ تا وقتی که اصل رژیم، رژیم ظلم و ضد اسلام و ضد عدل بود روحانیت با کل رژیم یا با نوچه‌ها و ایادی رژیم می‌جنگید و مبارزه می‌کرد. حالا هم که اصل نظام، اسلامی است اما هنوز ایادیش، ابزارش، کارکنانش، همه متناسب با نظام اسلامی نیستند، روحانیت هر جا ظلم و ستمی از این بازمانده‌های طاغوت، در اداره‌ها و مؤسسات و در جامعه ببیند، همچنان با او می‌جنگد و می‌رزمد. روحانیت در ایفای این نقش‌ها مدتها از زبان و بیان استفاده می‌کرد، حق هم داشت، برای اینکه فرهنگ جامعه ما بیشتر فرهنگ شنیدن بود تا فرهنگ خواندن، مردمی که می‌توانستند بخوانند، عده‌شان زیاد نبود. از وقتی که در جامعه ما فرهنگ خواندن به صورت یک فرهنگ دلنشین، جوان ساز، عمیق و شخصیت ساز در آمد، روحانیت متوجه شد که باید اهل قلم نیز باشد. نهضت قلم و نوشتن، درست در زمانی که ما اینجا به صورت طلاب جوان در حوزه درس می‌خواندیم، آغاز شد و کم کم به اوج گرفت. فضلای حوزه دیدند باید توانائی نوشتن داشته باشند، بنویسند آن هم با عبارات و الفاظی که متناسب با زمان باشد و درس خوانده‌ها از خواندن نوشته هایشان استقبال کنند.
روحانی با قلم، بیان، تحقیق، تجزیه و تحلیل پیرامون مسائل اسلامی و مسائل اجتماعی، نوشته‌ها وسخنرانیهای تحقیقی و تحلیلی و نوشته‌ها و سخنرانی‌هائی که آهنگ موعظه یا خطابه‌های مؤثر داشت، روحانی و روحانیت از هر قشر دیگر پایگاه مردمی‌اش اصیل‌تر و مؤثرتر بود. چون روحانی با مردم زندگی می‌کرد. خدا مرحوم آقای حاج شیخ ابراهیم نجف آبادی را رحمت کند، ایشان از فضلای برخاسته از قم بود. عالمی ارزنده و خدوم و مردمی، که این مدرسه علمیه فعلی نجف آباد را ایشان ساخته و برای اینکه با هزینه کمتر اقتصادی ساخته بشود، سنگها و آجرها را می‌آمدند کنار خیابان می‌ریختند و قبل از نماز و بعد از نماز خود ایشان با مردم اینها را پای کار می‌آوردند. از ویژگی‌های ایشان، مردمی بودنش بود. دوستان نجف آبادی برای من نقل می‌کردند که حاج شیخ ابراهیم، همیشه برای خدمت به مردم آماده بود. گاهی می‌شد زن و شوهری نصف شب در خانه با یکدیگر دعوا می‌کردند همه آنها که در خانه بودند، حریف نمی‌شدند که دعوا را بخوابانند. بالاخره یک نفر، دوی بعد از نیمه شب می‌آمد در منزل حاج شیخ را می‌زد: آقای حاج شیخ! می‌گفتند: حاج شیخ خوابند. اگر ممکن است ایشان را بیدار کنید! ایشان بیدار می‌شد و می‌گفتند در خانه کربلائی علی، بین زن وشوهر دعوا شده، برویم اینها را با هم آشتی بدهید. ایشان نمی‌گفت صبح می‌آیم. می‌‌گفت: برویم. لباسش را می‌پوشید، می‌آمد وارد خانه می‌شد، با رویی گشاده و خندان می‌گفت: فعلاً چای را درست کنید ببینیم. می‌نشست پای سماور، یک چای خودش می‌خورد،‌ یک چای به آنها می‌داد، زن و شوهر را با هم آشتی می‌داد، دعوا را می‌خواباند، پا می‌شد می‌رفت خانه.
اگر روحانی در متن جامعه زندگی می‌کند و با وجدان جامعه رابطه برقرار می‌کند برای این است که به راستی با مردم زیست می‌کند.
در یک گفتگوئی که به همین مناسبت دوسه روز قبل با امام بود ایشان با همان دقت نظر روی این نکته تکیه داشتند، مسئله‌ای بود، مشکلی بود در باره روحانیت، مطرح شد و یک راه حلی ارائه شد، فرمودند نه، این راه حل خوبی نیست. این کار روحانی را از مردم جدا می‌کند. روحانی باید با مردم زندگی کند کمال روحانی این است بعد فرمودند: آن وقتها که ما طلبه بودیم خانواده مرحوم حاج آقا محسن اراکی که از روحانیین و متمول و کیا بیادار بودند خوب اینها در شهر اراک سیادت و آقائی داشتند مرحوم آیت‌الله‌العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی رحمه‌الله علیه بنیانگذار این حوزه، ایشان هم به دعوت اینها از عراق آمده بودند به اراک که آنجا جلسات درسی داشته باشند. امام میفرمود: ریاست وکیابیا ونوکر و خدم وحشم و این چیزها مال آن آقایان بود ولی مردم با آنها نبودند مردم با حاج شیخ بودند که عبایش را زیر بغلش میگذاشت می‌آمد توی بازار. با مردم زیست کردن، شأن روحانی است و روحانیت باید به این عامل بیش از هر عامل دیگر توجه کند برای اینکه اگر میخواهد بیانگر اسلام برای مردم باشد باید در دل مردم جای داشته باشد. اگر میخواهد آنها را موعظه کند باید در قلب مردم جای داشته باشد و در متن مردم زندگی کند. اگر می‌خواهد آنها را ارشاد کند اگر میخواهد آنها را از نظر اخلاقی اصلاح کند و تهذیب کند این باید در متن مردم باشد. اینها امتیاز نقش روحانی بوده است. در گذشته تا سال ۱۳۴۱ نقش روحانیت در همین‌هائی که عرض کردم خلاصه میشد به اضافه تحصیل و تدریس در حوزه‌ها. سال ۱۳۴۱ یک روحانی برجسته آمد و نقطه عطفی در نقش روحانیت به وجود آورد تا آنه موقع روحانیین به دو بخش تقسیم میشدند یک عده روحانیتی که در سیاست هم وارد بودند و یک عده روحانیتی که از سیاست پرهیز میکردند.
روحانیین سیاسی آدمهائی بودند با چهره‌های خیلی محدود و معدود، اکثریت قاطع روحانیت آنهائی بودند که از سیاست کناره‌گیری داشتند (یک خورده هم از این بالاتر) نشانه تقوای بیشتر و عدالت کاملتر و صرفنظر کردن بیشتر از دنیا برای روحانی این بود که کاری به کار سیاست نداشته باشد! بودند چهره‌های برجسته محبوب در عالم روحانیت که چهره‌های سیاسی هم بودند اما ورود به سیاست همان و تنزل درجه روحانیت همان! سال ۱۳۴۱ یک روحانی جامع‌الشرایط که در مکارم و ارزشهای والای او جای سخن نبود فقاهتش، علمش، عدالتش، اخلاقش، مهذب بودنش، مدرس عالیمقام بودنش همه جا زبانزد بود در حوزه. او آمد و این خاطره و یادبود نامطلوب دوره انحطاط و اعتدال روحانیت از نقش خلاق سیاست را از بین برد. آمد گفت: روحانی باید بیان اسلام بکند، تبلیغ اسلام بکند، به مردم خدمت بکند، در متن جامعه بماند، موعظه بکند، با انحرافات مبارزه بکند، ولی مطلب به اینجا تمام نمیشود، روحانی باید پیشتاز و پیشگام در مبارزات سیاسی گسترده نیرومند همراه با زد و خورد و کشته شدن و کشتن باشد تا یک روحانی تمام باشد. علی‌وار، حسین گونه، پیامبروار. مگر نه اینکه روحانی میگوید من نایب امام زمان سلام‌الله علیه هستم، پس چگونه میتواند خود را از مسئولیتهای سنگین سیاسی و مبارزاتی برکنار بداند؟! روحانی باید مرد سیاست و مبارزه نیز باشد. آن شخصیت والائی که توانست این نقطه عطف تاریخی را برای تکامل نقش روحانیت در جامعه ایفا کند امام بود چه شد که در سالهای ۱۳۵۶ و ۵۷ روحانیت نقشش در جامعه اوج گرفت؟ جایش در جامعه بس بازتر شد؟ چه شد؟ روحانی آن هم نه بصورت یک گروه معدود، عده زیادی از روحانیین از مسجد به راهپیمائیها آمدند. مسجدها جای تدارکات مبارزه‌ها شد، پلاکاردها را در همانجا می‌نوشتند، مردم را در همانجا جمع میکردند، شعارها را در همانجا یاد می‌دادند، ترجیع‌بندهای راهپیمائیها در کجا تنظیم می‌شد؟ در همان مساجد. مسجد پایگاه اصیل خودش را بازیافت و تکمیل کرد. تا وقتی که در مبارزه پیروز شدید.
اکنون سئوال این است که: روحانیت امروز باید چه نقشی داشته باشد؟ آنچه بعنوان پاسخ میتوانم خدمتتان عرض کنم اینکه اولاً روحانی باید همه آن نقشهای گذشته را حفظ کند، حوزه‌ها باید حوزه درس گفتن و درس خواندن و تحقیق کردن باشد.بیان و قلم روحانیت باید همچنان نافذ باشد و روز بروز نافذتر شود.طلاب جوان عزیز! برای یادگرفتن، سخن گفتن بهتر و نافذتر نوشتن،باید وقت صرف کنید، میدانید بیان بلیغ و نوشته بلیغ کدام است؟ فقط الفاظ نیست. بلاغت به الفاظ ارتباطی ندارد. فصاحت بیشتر به الفاظ ارتباط دارد. بلاغت به اینست که شما باید دائماً در فرهنگ معنوی و اخلاقی و سیاسی و اجتماعی روز حضور داشته باشید. باید بدانید امروز جوانها چه کتابهائی را میخوانند، چه سئوالاتی برایشان مطرح است، توده مردم چه سئوالاتی برایشان مطرح است. حتی این کافی نیست.
روحانی اگر میخواهد در نقش امامت و پیشوائی نقش ایفا کند باید دو روز و سه روز وده روز و یکماه و یکسال هم از جامعه‌اش جلوتر باشد. باید دور هم بنشینید بحث کنید، که مسئله‌ای که فردا برای مردم ما مطرح میشود کدامست، ما امروز جواب آن را آماده کنیم. مسئله دینی، اعتقادی، عملی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، تربیتی، اقتصادی و هرگونه مسئله دیگر.
روحانیت عزیز! تو همچنان عزیزی. نگران نباش. میکوشند تا تو را از آن مقام رفیعی که با تواضع و فروتنی و خدمت و ایمان و عمل صالح بدست آورده‌ای فرو آوردند ولی بدان اگر در راه خدا باشی و با خدا باشی و در خط خدمت صادقانه به خلق خدا بمانی خدا این منزلت را برای تو تضمین کرده است. تو همچنان الگوی ایمان و عمل صالح بمان، تو همچنان نمونه تواضع و فروتنی و خدمت به مردم بمان. تو همچنان دارای سرمایه شناخت عالی و موثر از اسلام بمان، تو همچنان رابطه مردمیت را با متن مردم نگهداری کن و تقویت کن تو همچنان با نسل جوان، حتی جوان اغفال شده‌اش همچون یک برادر یا پدر مهربان روشن گر برخورد بکن مطمئن باش فردا از آن تو و شعار تو و راه توست. بنابراین توصیه میکنم حوزه علمیه قم در ایفای این نقش عظیم همچنان پایمردی کند.
به همین جهت با همه گرفتاریهای گوناگونی که دارم دوستان تأکید کرده‌اند که کلاسی برای حدود ششصد هزار از طلاب تشکیل داده‌اند که اینها معارفشان را بالاتر ببرند. گفتند بجاست یک بحث با اینها بپذیری. پذیرفتم و انشاءالله هردو هفته یکبار با آنها دیدار خواهیم داشت.
باور کنید در این ایام مکرر غبطه می‌خورم هم خودم، هم دوستان همفکر و همکار و همرزمم که چرا فرصت ما برای ایفای این نقش در حد مطلوب نیست و این به خاطر اهمیتی است که برای این نقش قائل هستم. خوب! از نظر مشاغلی که امروز در جامعه هست روحانیت بایستی چه کار بکند؟ این سئوال مهم مطرح است. من این مشاغل را یکی یکی در اینجا مطرح میکنم. اما همگامی و همکاری با مجاهدان جهاد سازندگی که شما خودتان پیشگام آن بوده‌اید، چرا در گروههای جهاد روحانی نیست؟ با هر گروه جهاد بایستی یک طلبه روحانی هم برود. یک شرط هم دارد و آن این است که طلبه‌ای که آنجا میرود بداند که میرود هم در آنجا تبلیغ اسلام کند و هم بیل به دست بگیرد. طلابی که نمیتوانند بیل و کلنگ بدست بگیرند، توصیه میکنم در گروههای جهاد شرکت نکنند. وقت کم است والا یک خاطره شیرین از یک عالم ارزنده و مربی مؤثر در یک روستای بزرگ برایتان نقل میکردم. باشد تا وقت خودش تا دیدار دیگر.
جوانها علاقمندند با شما طلاب عزیز در جهاد سازندگی هم صف و همرزم باشند و برادر عزیزمان آقای ناطق نوری که بعنوان روحانی در شورای مرکزی جهاد و بعنوان نماینده امام در آنجا شرکت دارند وظیفه دارند این برنامه را برای تابستان امسال تنظیم کنند و به قم بیایند و با روحانیتی که در اینجا داوطلب این کار هست آشنائی بیشتر پیدا کنند. در عین حال به همین ششصد نفرطلابی که در تابستان عازم هستند تا به اطراف ایران بروند از همینجا به آنها توصیه میکنم که خود آنها پیشقدم بشوند برای تنظیم این برنامه.
در سپاه پاسداران: این پاسدارها آنقدر دلشان میخواهد یک کسی از شما طلاب عزیز، طلاب ساخته شده بروید در داخل آنها، با آنها زندگی کنید. البته میدانید جالبترش چه هست؟ جالبترش در این است که در آن ساعاتی که در پادگان تشریف میبرید همان لباس سپاهی را هم به تن کنید. شما حتماً در آن نوشته(ولایت فقیه) امام این را خوانده‌اید که امام انتقاد میفرماید(اگر اشتباه نکنم در آن نوشته است)از کسانی که لباس جندی را برای روحانی یک لباس خلاف زی روحانیت و خلاف مروت می‌شمردند خوانده‌اید این را در نوشته‌های امام؟
دوستان، من حتی اعلام خطر میکنم، میگویم که سپاه پاسداران اگر بخواهد گسترش پیدا کند و نقش انقلابیش را در پاسداری از نظام اسلامی شما همچنان با اوج ایفا بکند بدون حضور جمعی فعال و با ایمان و مبارز و سلاح آشنا از طلاب و جوانان غیر طلبه و جوانان خود ساخته دانشگاهی میسر نیست. اینها نیاز دارند. بروید به آنجا. خوب میپرسید که یعنی در اینجا درس و کار و همه را رها کنید و بروید؟نه جانم، هیچ نیازی نیست چه عیب دارد که طلاب آماده، دوره‌های دو ماهه در سپاه بگذرانند؟ دو ماه در آنجا وده ما در اینجا. آیا عیبی دارد؟ جائی آسیب می‌بیند؟
نمایندگی مجلس و نمایندگی در شوراهای استان و شهرستان و شهر و روستا، بسیار خوب است، در هر یک از این شوراها یک روحانی واجد شرایط شرکت کند ولی به یک شرط: به شرط اینکه آنجا که میرود از نظر مطالعات سیاسی و اجتماعی و محلی خودش را مجهز کند. با فقه و حدیث و تفسیر و فلسفه و کلام تنها در این شوراها نمیتوان منشاء اثر خوب بود. آن وقت بعنوان یک فردی که در آنجا فقط نظارت شرعی می‌کند در می‌آید. این درست نیست، چه عیبی دارد اگر یک روحانی عضو شورای روستا برود روی مسائل روستائی مطالعه کند، نظر بدهد، کمک فکری بکند، اگر عضو شورای شهر و شهرستان و استان است یا مجلس شورای اسلامی هم همینطور. باید مطالعه کند.
در امر قضا: روحانیین شأن آنهاست که در قضا شرکت کنند. البته به یک شرط! به شرط اینکه با مسائل قضا و باخصلتهای قضا و با مصائب و مصیبت‌های قضا آشنا شوند قضا کار دشواریست. مجلس قاضی، مجلسی است که: (لایجلسه الانبی او وصی نبی اوشقی) اگر آگاهی و خودسازی وصی نبی نباشد شقاوت بدنبالش است. دوستان اهل علم که برای دادگاهها و دادستانی انقلاب به اطراف میروند باید بدانند قبول این مسئولیت یعنی قبول یک بار سنگین و بزرگ!
در فرهنگ و آموزش و پرورش و دانشگاه و تدریس در مدارس: البته، جای شماست خودتان را برای تدریس ممتاز موثر در یکی از شاخه‌های مورد نیاز در مدارس و دانشگاهها آماده کنید و به آنجا بیائید.
انقلاب فرهنگی وظیفه امروز ماست و انقلاب اقتصادی که هنوز موفق نشده‌ایم و آنهم وظیفه امسال ماست. امسال فقط سال امنیت در جهت تقسیم عادلانه امکانات رفاهی موجود در کشور و تولید داخلی برای همه ۳۶ میلیون جمعیت ایران است. و در همه این مراحل شما روحانیین عزیز میتوانید نقش موثر داشته باشید. وقت برای پایان یافتن مطالب کم است. یکی از نونهالان جامعه میخواهد بیاید اینجا و دعا بخواند و دعا روح جامعه ماست. دعا حضور انسان مسلمان و ذکر و یادی است که او در برابر خدا دارد. وقتش را نگه میداریم ولی چون جلسه بمناسبت یادبود مرحوم استاد مطهری است باید بگویم که این دانشمند بزرگ و محقق عالیقدر در بسیاری از این نقشها که برشمردم فردی ممتاز و برجسته بود تحقیقش، بیانش، قلمش، تدریسش، سازندگیش، و براستی جای او در حوزه علمیه و در کل جامعه ما بسیار خالیست. خدایش بهترین مقام ومنزلت، منزلت شهداء و صالحین و علما و صدیقین عنایت کند. و خدای متعال به همه ما، به شما روحانیین عزیز، به شما مردم عزیز مسلمان که پیوندتان را با روحانیت متعهد و با ایمان و مسئول و مبارز ارج می‌نهید توفیق دهد که راه انقلاب اسلامیمان را که حالا حالاها شهادت و خون و مقاومت و ایثار میطلبد تا پیروزی نهائی انشاءالله ادامه دهیم.
والسلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته
(منبع: جاودانه تاریخ، ج ۷ (گفتارها ۵) انتشارات روزنامه جمهوری اسلامی، ص ۱۴۵- ۱۳۸)


برچسب :    ، ، ، ، ، 
  • ارسال ایمیل به دوستان در یاهو
  • اضافه کردن به Google Bookmarks
  • داغ کن - کلوب دات کام
  • Reddit
  • Twitter
  • facebook
  • balatariin
  • RSS
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (بدون امتیاز)
Loading...

مطالب مرتبط

    هيچ پست مرتبطي وجود ندارد

نظرات کاربران

ارسال نظر

مشاهده قوانین ارسال نظر

  • جديدترين خبرها
  • منطقه آزاد ماکو
  • بازار
  • ورزش
  • جامعه
نظرسنجی

نمره شما به دولت دکتر روحانی؟

مشاهده نتایج

Loading ... Loading ...
ديدني ها
داغترين ها
تبليغات

تبلیغات در سایت خبری بینانیوز

درج آگهی

خرید اینترنتی



نتایج زنده مسابقات بهمراه جدول لیگ

خبرهای خبرگزاری ها

براي مشاهده جديدترين خبرهاي درج شده در خبرگذاري هاي ديگر از ليست بالا خبرگذاري خود را انتخاب نماييد

عضویت در خبرنامه


 

برای دریافت خبرهای سایت در خبرنامه عضو شوید
بينانيوز ، بينش و بينايي مي بخشد - Copyright © 2016 RSS