«خانه دختر» را همان كسي نوشته كه «دربند» را ساخت، اما كارگردان اين فيلم دخترانه و انصافا جذاب، كسي نيست كه پيش از تماشاي فيلمش، توقع چنين اثري را از او داشته باشي.
:
به گزارش سایت خبری بینانیوز ، به نقل از بانی فیلم، شهرام شاه حسيني بعد از ساخت «كلاغ پر»، «زنها فرشته اند» و «آقاي هفت رنگ»، اين بار با يك فيلم تازه، وجه بسيار متفاوتي از علايق و توانايي هاي خود را به نمايش گذاشته است.
مي شود گفت «خانه دختر» هيچ ارتباطي به ساخته هاي قبلي سازنده اش ندارد و تصوير تازه اي از او ترسيم مي کند. «خانه دختر» بهترين فيلم شاه حسيني و از شاخص ترين آثار حاضر در جشنواره امسال است. با او گفت و گويي داشتيم كه حاصل آن اينجاست:
:
مشخص است كه قصد داشتيد با «خانه دختر» در كارتان تغيير ژانري صورت بدهيد، اما دست گذاشتن روي يك سوژه ملتهب، هم مثبت است هم منفي.
-چرا منفي؟
به خاطر ريسك، آن هم در اولين قدم هايي كه داريد در يك فضاي جديد بر مي داريد.
-چرا ريسك؟
:
چون به هر حال دوشيزه بودن يا نبودن يك عروس، سوژه ايست كه تا امروز به اين عرياني در سينماي ايران مطرح نشده بود و احتمال توقيف شدنش وجود داشت.
-شايد باورتان نشود، در اولين مواجهه با فيلمنامه «خانه دختر»، صرفا به عنوان يك فيلمنامه با آن روبرو شدم و اصلا به اين موضوع فكر نكردم كه اگر فيلمي از روي اين قصه ساخته شود، ممكن است امكان توقيف آن وجود داشته باشد. البته اصلا تأييد نمي كنم كه اين فيلمنامه استعداد توقيف شدن داشته باشد و در عين حال وجود چنين احتمالي را رد هم نمي كنم. اصلا به اين موضوع فكر نكردم كه اين فيلمنامه يك سوژه جنجالي دارد و مي تواند سر و صداهايي را به پا كند. اساسا در اولين برخوردها با يك فيلمنامه وارد چنين فضاهايي نمي شوم. با فيلمنامه اي روبرو شدم كه اسكلت خيلي محكمي داشت و داراي يك نگاه به روز شده به جامعه بود.
:
آدم ها در اين فيلم شبيه به هم حرف نمي زنند و كاراكترها رنگ آميزي دقيق و درستي دارند كه از هم متفاوت است. فيلم، هنگامي كه دارد موضوع خود را مطرح مي كند، به هيچ وجه روي آن زوم نكرده و اصلا نگاهش اين نبوده كه بايد يك معضل اجتماعي را بررسي كند و نخواسته مطرح كننده يك ناهنجاري باشد. اين فيلم حتي سياه نمايي هم نكرده است. در اين سينما فيلمي ساخته شده درباره تجاوز به كودكان، اما پرداخت آن به گونه ايست كه حتي مي تواند يك مقاله باشد يا يكي از قسمت هاي برنامه «شوك» تلويزيون. من «خانه دختر» را دوست دارم چون موضوعي را مطرح مي كند كه خود سينماست؛ سينما نه آن معني كه ما با يك فيلم يا يك اثر غير واقعي طرف باشيم. «خانه دختر» با موضوع خود بسيار ظريف و دراماتيك برخورد مي كند و تو قبل از اينكه توجه ات به موضوع جلب شود، از فيلم لذت مي بري. به همين دليل هرگز نهراسيدم از اينكه چنين موضوعي در فيلمم مطرح شود. فيلمنامه نويس اين متن، فرد بسيار معتبري است و من و ايشان و همچنين آقاي محمد شايسته تهيه كننده فيلم، خيلي با موضوع صادق بوديم و نمي خواستيم يك هيجان كاذب به اثر اضافه كنيم. نمي خواستيم هوچي گري كنيم و بگوييم ببينيد ما روي چه موضوعي دست گذاشته ايم و داريم يك موضوع حساس مطرح مي كنيم و لطفا ما را با دقت نگاه كنيد و … . صداقت فيلم است كه مخاطب را مجاب مي كند كه فيلم را فارغ از مميزي ها ببيند.
:
:
صداقتي كه مي گوييد حتي در طراحي صحنه و لباس فيلم هم مشهود است. خانم هاي فيلم شما شبيه به عمده زنان اين جامعه هستند و مثلا دامن و كفش پاشنه بلند نمي پوشند و شال هاي رنگي با مدل هاي عجيب و غريب سر نكرده اند!
-ممنون از اينكه اينقدر فيلم را با دقت ديده ايد. وقتي با سرگروه ها مثل آيدين ظريف طراح صحنه و لباس و بقيه حرف مي زديم تأكيد همه مان بر اين بود كه هيچ چيز بيرون نزند. اتفاق بدي كه اين روزها زياد شاهدش هستيم اين است كه بازيگر بودن افراد را صرف نظر از چهره آنان مي توان از لباس پوشيدن عجيب و غريب شان هم شناخت. بازيگران ما ديگر شبيه به مردم نيستند. آنان تلاش كرده اند حتي راه رفتن و حرف زدن شان هم شبيه مردم ديگر نباشد. من خيلي دوست داشتم از آن واقع گرايي دلپذير خارج نشوم.
:
و همين واقع گرايي است كه شوك را به مخاطب وارد مي كند. همه چيز دارد خيلي عادي پيش مي رود و در ميانه ء همين جريان طبيعي زندگي است كه فاجعه رخ مي دهد و ما را در بهت فرو مي برد.
-آن شوك خود به خود در روند قصه به وجود مي آمد، اما حتي اگر غير از اين مي شد، باز هم فيلم را مي ساختم. شما اگر از خود پرويز شهبازي هم سوال كنيد كه اگر فيلمنامه اين شوك را نداشت چه مي كردي، او باز هم درباره فيلمنامه اي با شما صحبت مي كرد كه در عين رئاليستي بودن، براي شما جالب جلوه مي كرد. اين فيلمنامه يك خاصيت عجيبي داشت. در عين حال كه هيچ چيز نداشت همه چيز داشت. بي صبرانه منتظرم بازخورد مخاطب را ببينم و بفهمم مردم هم به چنين دركي مي رسند يا نه.
:
من زحمتم را براي اين نكشيدم كه آخر كار به مخاطب بگويم برو توي شوك. من فقط خواسته ام به قصه پرويز وفادار بمانم و همانطوري تصورش كنم كه او نوشته است. وقتي نويسنده چنين ديالوگ هاي راحتي را براي بازيگران نوشته، من نمي توانستم حتي يك پلان اضافه بگيرم. اگر دقت كرده باشيد، «خانه دختر» فيلم پرپلاني نيست. من تمام تلاشم را كردم كه دوربين خودنمايي نكند و ميزانسن هاي عجيب و غريب ندهم. در فصل اول قصه بهار و پريسا (با بازي باران كوثري و پگاه آهنگراني) خواهر عروس را در خيابان مخبرالدوله مي بينند،من اصلا دلم نمي آمد به آنان نزديك شوم بس كه همه چيز داشت گرم و صميمي برگزار مي شد. من اول فكر كردم چند پلان كات كنم به كلوزآپ باران و پگاه و خواهر سميرا، اما بعد فكر كردم اگر اين كار را بكنم كمي تلويزيوني رفتار كرده ام. منظور من اين نيست كه تلويزيون مديوم سخيفي است. دارم از نوع پرداخت ها در مديوم هاي مختلف حرف مي زنم.
:
پرويز شهبازي يك متن دكوپاژ شده به شما تحويل داد؟
-ابدا. فيلمنامه هاي پرويز معمولا بدون ذكر هيچ احساسي نوشته مي شود چه رسد به اينكه بخواهد دكوپاژ هم داشته باشد يا جاي دوربين را مشخص كند. در فيلمنامه هاي پرويز شما هيچ چيز نمي بينيد به جز فيلمنامه. او به قدري راحت و روان قصه را نوشته كه من به راحتي تشخيص مي دادم كجا بايد به شخصيت نزديك بشوم و كجا بايد در شات سه نفره باقي بمانم.
:
جالب است كه شما حتي براي ايفاي نقش هاي كوتاه هم به سراغ بازيگران معروف رفته ايد.
-محمدرضا هدايتي، رويا تيموريان، بهناز جعفري، نسيم ادبي، اميرعلي نبويان، نادر فلاح و … هر كدام شان يك كار اساسي با قصه داشتند. من نمي توانستم ريسك كنم و از بازيگري استفاده كنم كه تجربه زيادي نداشته. دو دختر قصه ما براي رسيدن به يك جواب يك پروسه را طي مي كنند. گويي بايد چند خان يا منزل را طي كنند. مهم نيست جواب مي گيرند يا نه. اين پروسه را حامد بهداد هم طي مي كند در برخوردهايي كه با چند نفر دارد؛ مثل برخوردش با هدايتي به عنوان صاحب تالار يا صحبتي كه با عليرضا ثاني فر در سكانس بهشت زهرا داشت. فيلمنامه اساسا بر محور رفتن و رفتن و رفتن و سوال و جواب كردن نوشته شده است. به همين دليل نمي توانستم از بازيگران نا آشنايي استفاده كنم كه احتمالا باعث لكنت فيلم بشوند. در اين راستا خيلي خوشحالم كه دوستانم به كمكم آمدند. حضور يك بازيگر بد در يك فيلم، باعث خراب شدن بازي خوب طرف مقابلش هم مي شود. وقتي مي گويي حامد در فلان سكانس خوب بود معني حرفت اين است كه در همان سكانس بازيگر مقابلش خوب نبوده يا وقتي مي گويي باران و پگاه خيلي خوب بوده اند منظورت اين است كه بقيه خوب نبوده اند. من به يكدست شدن فيلم فكر مي كردم. بازيگران اصلي فيلم در مواجه با آدم هاي ديگر بود كه مي توانستند آنچه را كه بايد، منتقل كنند.
:
شخصيت نامزد پريسا با بازي اميرعلي نبويان دقيقا چه كاركردي در فيلمنامه داشت؟ صرفا آمد تا نمونه اي باشد براي «حرف مردم» در مواجهه با اين اتفاق؟
-دقيقا . اميرعلي نبويان جمله اي به پگاه مي گويد كه تنها به خاطر همان يك جمله، بايد در فيلم حضور مي داشت. پسران نسل امروز چندان مراقب حرف زدن شان نيستند. او در جايي از فيلم اصلا طرف مقابلش را ردرك نمي كند و به پگاه مي گويد ماجرايي را كه براي دوستت پيش آمده به خانواده ام نگو، چون خوبيت ندارد بدانند چنين دوستي داشتي.
:
اينكه يك نفر بميرد و بعد اطرافيانش به جاي اينكه از مرگ او متأثر باشند به اين فكر كنند كه آدم خوبي بود يا نبود، چيزي است كه قبلا در «درباره الي» ديده ايم. مشكلي با اين موضوع نداريد كه فيلم تان مخاطب را به ياد فيلم ديگري بيندازد؟
-عيبي ندارد. بيندازد! چه بهتر كه فيلم ما آدم را به ياد اصغر فرهادي بيندازد. اين سوژه اصلا خيلي وقت است كه دارد در سينما تكرار مي شود. كلا قصه هاي موجود در سينما خيلي وقت است كه تمام شده اند و حالا نگاه سازنده اثر است كه بايد با تفاوت پرداخت خود، حرف تازه اي در مورد همان موضوع تكراري بزند. خود من با خواندن فيلمنامه اصلا به ياد «درباره الي» نيفتادم اما الان كه مي گويي به آن فكر مي كنم. حالا من از شما سوالي دارم. جوهره اصلي «درباره الي » چه بود؟ پنهان كاري. من اما در «خانه دختر» با چنين كانسپتي روبرو نبودم.
:
شنيده ام ابتدا قرار بوده با ناپدري معرفي كردن شخصيت بابك كريمي، همه توجهات را به سمت او جلب كنيد.
-اين موضوع را من به پرويز پيشنهاد دادم كه او قبول نكرد. آن زمان من و پرويز و آقاي جبلي و آقاي دادگو خيلي در اين مورد گپ و گفت كرديم و اين ايده را مطرح كرديم كه اگر آخر كار بفهميم انگشت اتهام به سمت ناپدري برمي گردد، چطور مي شود. پرويز و آقاي دادگو اما نكته خيلي درستي را مطرح كردند و من بعد از شنيدن آن، هيچ حرفي براي گفتن نداشتم. آنان گفتند موضوع فيلم «خانه دختر» اصلا اين نيست كه جرم به دست چه كسي اتفاق افتاده است. موضوع اين است كه اساسا چرا شخصي ترين موضوع زندگي يك انسان مورد سوال قرار مي گيرد؟
:
حالا شما به عنوان كارگردان بگوييد سميرا، چگونه دختري بود؟
-من هم دقيقا نمي دانم چون موضوع فيلم ما اين نبود. موضوع اين بود كه يك مرد به نجابت همسرش ترديد برده است. اصولا شك است كه دارد ما را در اين برهه از زمان ويران مي كند. ما شخصيت يكديگر را به سادگي هر چه تمام زير سوال مي بريم و يكديگر را مورد پرسش قرار مي دهيم.
:
وقتي پدر از دامادش سوال مي كند به دختر من دست زده اي يا نه، او چرا با تعلل پاسخ مي دهد؟ جواب منفي اش راست نيست؟
-موضوع تعلل نيست. موضوع تعجب است از سوال پدر. چه اهميتي دارد كه آن مرد قبل از عروسي به همسرش دست زده يا نزده؟ چرا بايد كساني به مسئله اي ورود كنند كه تنها به دو نفر مربوط است؟ خود حامد به سميرا مي گويد يك چيزهايي را در زندگي مشترك مان هيچ وقت به من نگو. ما تكليف مرد ايراني را با آن ديالوگ روشن كرديم. به مرد ايراني نبايد دروغ گفت اما هر راستي را هم نبايد به زبان آورد. سوال هاي اين چنيني از آدم ها آنان را ويران مي كند. شما به نيمه دوم فيلم و پس از آن حادثه كه همه مشكي پوش هستند نگاه كنيد. ديگر كسي جيغ نمي كشد و مويه نمي كند. كسي به خاطر مرگ يك عزيز توي سر و صورت خود نمي كوبد. به نظر مي رسد همه چيز خيلي عادي شده است. اين پس لرزه اي است كه از زلزله اصلي ويرانگرتر است.
:
چرا خواهر سميرا آن قايم موشك بازي ها را در مي آورد؟
– او دارد به دوستان خواهرش آدرس مي دهد تا راه را اشتباه نروند. او به شدت از پدرش مي ترسد. صحنه مواجهه آن دو دختر با خانواده مصيبت زده را به خاطر بياوريد. رفتار پدر يادتان هست؟ او مهمانان را از خانه اش بيرون مي كند.
:
اين پدر حتي چند ساعت بعد از مرگ دخترش، صداي دزدگير ماشينش همچنان ذهنش را مشغول مي كند.
-و به ياد بياورد ري اكشن خواهر سميرا را. او نگاه شماتت باري به پدري مي اندازد كه موضوع مرگ خواهرش را بسيار سردستي برگزار مي كند. او از خودش و هر چيزي كه در اطراف اوست خجالت مي كشد.
:
او آبرويش را به دخترش ترجيح داده.
-بله دقيقا. او حتي دروغ مي گويد و سكته را عامل مرگ معرفي مي كند. او مي خواهد روي همه چيز سرپوش بگذارد. سميرا هم خجالت زده تر مي شود از اينكه براي مردم معلوم نيست خواهرش مرده يا خودكشي كرده يا به قتل رسيده است؟
:
چرا فيلم با لبخند خواهر سميرا تمام مي شود؟ اين خنده رازآلود است اما جاي سوال براي مخاطب نمي گذارد. مخاطب اين بار همه چيز را مي داند و شايد دوست دارد مثل آن دختر نوجوان بي خبر باشد. با اين پايان بندي مي خواستيد شوك فيلم را بيشتر كنيد؟
-نه من اين را نمي خواستم. ما در پايان فيلم به اول آن برمي گرديم. درست در لحظه اي كه دخترك، سرخوش خندان و خوشحال است، خواهرش در وضعيتي به سر مي برد كه به شدت تكان دهنده است. خنده اين دختر كم كم جمع مي شود و روي صورتش مي ماسد و نگاه مرموزي پيدا مي كند. به نظر مي رسد چيزي مي خواهد بگويد و نمي تواند. من اين حالت را دوست داشتم.
:
پرديس احمديه را چطور پيدا كرديد؟
-حامد بهداد معرفي اش كرد. خودم هم در چند سريال بازی اش را ديده بودم و وقتي بر سر كار آمد ديدم واقعا دختر با استعدادي است.
:
او به نوعي گذشته سميرا به حساب مي آيد. به همين دليل وجود كاراكتر دوست پسرش در فيلم توجيه مي شود.
-بله رفتاري كه آن پسر دارد بي شباهت با رفتار حامد نيست. وقتي تلفن دختر زنگ مي زند از او مي خواهد صدا را روي اسپيكر بگذارد و دختر هم مي خواهد او را به شكل پنهاني به عروسي خواهرش دعوت كند. او هم احتمالا مثل خواهرش تا رسيدن به مرحله ازدواج همه چيز را پنهاني نگه مي دارد و احتمالا خانواده اين پسر نيز تصميم مي گيرند از دوشيزه بودن اين دختر در صبح روز عروسي، اطمينان كسب كنند!
:
حرفي باقي مانده كه بخواهيد عنوان كنيد؟
-اميدوارم فيلم قابل قبولي شده باشد و تماشاچي با آن ارتباط برقرار كند. ممنونم از اينكه پرويز شهبازي به من اعتماد كرد و اميدوارم كه خودم بعد از اين كمتر اشتباه كنم. سينما هنر گراني است و فرصت جبران چنداني در آن وجود ندارد. البته تأكيد مي كنم سينما به غير از «دربند» و «درباره الي» و «خانه دختر» و … به فيلم هاي كمدي خوب هم نياز دارد. خيلي اوقات بسياري از فيلم هاي اجتماعي ما مبتذل تر از كمدي هاي سخيف هستند چون برداشتي سطحي از موضوع مورد نظرشان دارند.
:
همه آثار در كنار هم مي توانند خوراك خوب تماشاگر را فراهم كنند و در همين راستا بسيار موافق فيلم هاي فانتزي و موزيكال هم هستم. گذشته از اين، فيلم كمدي فيلمي قابل نقد و بررسي است و نبايد آن را سبك شمرد. من با برخورد برخي از منتقدان سينماي ايران نيز مخالفم چون بي پايه و اساسي از افراد تعريف مي كنند و القابي را به آنان نسبت مي دهند كه اصلا جالب نيست. همچنين، به گونه اي قلم مي زنند كه انگار هر چه بيشتر فيلمي را نفهميم، با اثر بهتري روبرو شده ايم. اين موضوعات مرا آزار مي دهد و اميدوارم سينمايمان از اين نظر هر چه زودتر به سر و ساماني برسد.
./.


